خرید بک لینک
ابن مُسَیَّب گفته است:در شام آشوبی خواهد بود که گویا آغازش بازی کودکان است. از سویی بالا میآید و از سویی آرام میشود، و پایان نمییابد تا آنکه فریادگری فریاد زند: بیگمان فرمانده فلانی است.نیز ابن مُسَیَّب گفته است:در شام آشوبی خواهد بود که گویا آغازش بازی کودکان است. سپس کار مردم بر چیزی استوار نمیشود و برای آنان گروه گردآمدهای نخواهد بود تا آنکه فریادگری از آسمان فریاد زند: بر شما باد فلانی، و پنجۀ دستی برآید که اشاره میکند.چنین مینماید که این دو روایت از سخنان پیامبر-صلّىالّلهعلیهوآله- باشند، اگرچه سعید ابن مسیّب تابعی آن دو را به وی نسبت نداده است.بدان که در ماه محرّم سال قیام قائم-علیهالسّلام-، جبرائیل-علیهالسّلام- از آسمان بانگ میزند که مهدی فرماندۀ مردم است، و پنجۀ دستی آویزان در هوا آشکار میشود که سوی وی اشاره میکند.بنا بر آنچه هویداست، آشوب شام همان «آشوب سوریه» است که گویا آغازش از بازی کودکان بود، و در شهر دَرْعا زبانه کشید، هنگامی که شماری از کودکان شعارهایی را بر زیان زمامداری سوریه در ۲۲ ربیع اوّل ۱۴۳۲ برابر ۲۶ فوریه ۲۰۱۱ بر دیوار مدرسهشان نوشتند و با دست نیروهای امنیّتی بازداشت شدند، و پس از آن، آشوب با دستان برخی گروه های تروریستی و پشتیبانی برخی دولت های غربی، عربی و ترک، در سراسر سوریه و برخی بخش های لبنان پخش شد، و پس از گذشتن نزدیک چهار سال از درنگش در آن دو کشور، در ۱۰ شعبان ۱۴۳۵ برابر ۹ ژوئن ۲۰۱۴ با دستان گروه داعش و بازماندگان حزب بعث، درون کشور عراق رفت، و آن همچنان که بود، پایدار میباشدبه نقل از سایت آخرالزمان

برچسب: نویسنده: روژان فراهانی تاريخ: دوشنبه 27 فروردين 1403 ساعت: 14:24

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- اسماعیلبنابیرافع از پیامبر (صلی الله علیه و آله) روایت میکند: و چون خدای تعالی خواست که دانیال را قبض روح کند به او فرمانداد که نور و حکمت خدا را به فرزندش مکیخا دهد و او نیز چنین کرد و در این اوقات هرمز شصت و سهسال و سهماه و چهار روز سلطنت کرد و پس از او بهرام بیست و ششسال پادشاهیکرد و ولیّ امر خداوند مکیخا فرزند دانیال و اصحاب مؤمن و شیعیان صدّیق او بودند، امّا آنها در آن زمان نمیتوانستند ایمانشان را ظاهر ساخته و از آن سخن بگویند و بعد از آن بهرام فرزند بهرام بهمدّت هفت سال پادشاهی کرد و در زمان او در سلسلهی رسولان انقطاع حاصل شد و فترت پدید آمد، امّا ولیّ امر خداوند همان مکیخا فرزند دانیال و اصحاب مؤمن او بودند.و چون خدای تعالی خواست که او را قبضروح کند، در خواب به او وحی کرد که نور و حکمت خدا را در اختیار فرزندش انشو قرار دهد. و فترت بین عیسی (علیه السلام) و محمّد (صلی الله علیه و آله) چهار صد و هشتاد سال به طول انجامید و اولیای خدای تعالی در زمین و در این مدّت فرزندان انشوبنمکیخا بودند که یکی بعد از دیگر مواریث نبّوت را به ارث میبردند و خدای تعالی آنان را بر میگزید.تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۸۰کمال الدین و تمام النعمهًْ، ج۱، ص۲۲۴/ نورالثقلین

برچسب: نویسنده: روژان فراهانی تاريخ: دوشنبه 27 فروردين 1403 ساعت: 14:24

امام صادق (علیه السلام)- سلیمانبنخالد گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: فدایت گردم، مردم میگویند که آدم (علیه السلام) دخترش را به نکاح پسرش درآورد. ابوعبدالله (علیه السلام) فرمود: مردم چنین چیزی گفتهاند ولی ای سلیمان! آیا نشنیدهای که پیامبر فرمود: «اگر میدانستم که آدم دخترش را به ازدواج پسرش درآورده، من نیز زینب را به ازدواج قاسم در میآوردم و اینگونه نبود که از دین آدم (علیه السلام) رویگردان شوم»؟ گفتم: «فدایت شوم، مردم گمان میکنند که قابیل، هابیل را تنها بهخاطر اختلاف دربارهی گرفتن خواهرهایشان کشته است». و فرمود: «ای سلیمان! چنین میگویی؟ آیا شرم نمیکنی اگر بخواهی این حرف را در برابر نبی خدا آدم بازگو نمایی»؟ گفتم: «پس بهخاطر چه قابیل، هابیل را کشت»؟فرمود: «به خاطر وصیّت». آنگاه فرمود: «ای سلیمان! همانا خداوند تبارکوتعالی به آدم (علیه السلام) وحی نمود تا وصیّت و اسم اعظم الهی را به هابیل دهد؛ حال آنکه قابیل بزرگتر بود». این سخن به قابیل رسید و خشمگین گشت و گفت: من به کرامت و وصیّت اولیترم. پس آدم (علیه السلام) به فرمان خداوند ایشان را امر کرد تا قربانی پیشکش کنند و چنین کردند و خدا قربانی هابیل را پذیرفت و قابیل نیز رشک ورزید و او را کشت».گفتم: «فدایت شوم، پس فرزندان آدم (علیه السلام) چگونه فرزنددار شدند؟ آیا زنی غیر از حوّا وجود داشت و مرد دیگری غیر از آدم وجود داشت»؟فرمود: «ای سلیمان! خداوند، قابیل را از حوّا روزی آدم (علیه السلام) نمود و فرزند پسرشان پس از وی، هابیل بود و چون قابیل به سن مردی رسید، خداوند جنّی مونث، ظاهر ساخت و آدم (علیه السلام) را امر کرد تا وی را به ازدواج قابیل درآورد و آدم (علیه السلام) چنین کرد و قابیل نیز به آن زن خرسند گشت

برچسب: نویسنده: روژان فراهانی تاريخ: دوشنبه 27 فروردين 1403 ساعت: 14:24

صفحه بندی